تبليغاتX
دستنوشته ها
سخت است زرد بودن در روزگاری که همه یا قرمزند یا آبی !
 

یادش بخیر بچه که بودیم هر وقت خونه مادربزرگمون میرفتیم و برامون چایی میاورد چاییها توی استکانهای مختلفی ریخته شده بود چون یه دست استکان و نعلبکی کامل تو خونه نداشتن!

با اینکه هر چهارتا چایی از یک قوری ریخته شده بود و جنس و عطر و طعم و رنگ همشون یه جور بود ولی او برای اینکه بازارگرمی بکنه یکی یکی استکانها رو نشون میداد و برای هرکدوم میپرسید : « کی این چایی رو میخواد؟ »  و ما که فقط به استکانها توجه میکردیم همیشه بر سر انتخاب اونا با هم دعوامون میشد!

+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 1:6  توسط شهريار هويدا  |